X
تبلیغات
دلــنوشــته‌هــاے منـــ
دلــنوشــته‌هــاے منـــ
از دلـنوشـته‌هـايـمــ سـادهـ نگذر، بهـ يـاد داشتهـ باشـ ايـنـ دلـنوشـته‌هـا را يـکـ دلــ نـوشـتهـ
اتفاقات این چند روز

ببخشید که دیر اومدم این چند روز خیلی سرم شلوغ بود.


[Continue]
[ ] - [دوشنبه یکم اردیبهشت 1393] - [آنسه]
عبادت عملی
با بچه های گروه عرفانمون یه گروه عبادت عملی تشکیل دادیم که بریم خونه بیمارا و هم ازشون عیادت کنیم هم باهاشون کار کنیم (بهشون ارتباط بدیم)


[Continue]
[ ] - [پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393] - [آنسه]
زخم دلم را هر روز نمک میپاشم

تا یادم بماند دیگر به غیر دل نبندم...

ریحانه

ای تو روح این میز و صندلیای اداری! صندلیمو عوض کردم که پشت شونم درد نگیره انقدر پشتیش ناراحت بود کمرم درد گرفت! یه هفته بود بهتر شده بودما :((
] - [سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393] - [آنسه]
بسمه تعالی

خدایا

هرچه دوست داشتم، از من گرفتی

به هرچه دل بستم، دلم را شکستی

به هرچه عشق ورزیدم، آن را زایل کردی

هرکجا قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی

هر وقت دلم به جایی استقرار یافت، تو آواره ام کردی

هر زمان به چیزی امیدوارم شدم، تو امیدم را کور نمودی

تا به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نپرستم، و در جایی استقرار نیابم، و به جای تو به کسی دیگر، جایی دیگر و نقطه ای دیگر، آرامش نیابم و فقط تو را بخواهم، تو را بخوانم، تو را بجویم و تو را بپرستم.


+شهید چمران

] - [دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393] - [آنسه]
اگر آرومم، اگر زیاد بیتابی نمیکنم، اگر دارم راه میرم، غذا میخورم، کار میکنم، نفس میکشم...
همش به لطف خدا و بعد از اون هوشمندیه.
اگر ارتباطای ع ر ف ا ن کیـــ هـــا نـــی نبود معلوم نبود چه بلایی سرم میومد...
ولی اینا دلیل نمیشه که همه تنهات بذارن چون فکر کنن حالت خوبه...
دقیقا بلایی که سرم اومد وقتی داشتم طلاق میگرفتم...
صمیمی ترین دوستم که بیرون از نته با اینکه میدونه جدا شدم حتی یه زنگ یا یه اس بهم نزده. دوستایی ک اینجا بودن و تو شرایط سخت همیشه کنارشون بودم یه سراغ ازم نمیگیرن...
خدایا کمکم کن امیدم فقط و فقط به تو باشه نه به خلق تو...
الهی و ربی من لی غیرک...
لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین...
] - [یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393] - [آنسه]
روزای یکنواخت
یکنواختی بیشتر از هر چیزی بهم فشار میاره. اخلاق خوبی نیست چون همیشه که تو زندگی آدم تنوع نیست خیلی وقتا همه چیز مثل روزای گذشتس.
هر روز سرکار میام دو روز در هفته کلاس زبان میرم و....
وای که اصلا حال و حوصله هیچی رو ندارم.
هم زمان با من یه دوست دیگه هم قطع رابطه کرد، وقتی میرم وبلاگش میبینم دوستای مشترکمون واسه اون همش کامنت میذارن اما به من یه سرم نمیزنن. نمیدونم چه تفاوتی وجود داره بینمون.
شایدم این امتحانیه واسه من که سعی کنم وابستگیم رو به دیگران قطع کنم و انتظار و توقع از هیچکس نداشته باشم.


+ حس میکنم راحت شدی از اینکه دیگه باهات نیستم، دیگه بدون غرغرای من میتونی به زندگیت ادامه بدی...

[ ] - [یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393] - [آنسه]
Copy right TemplateWorld